برخی جزییات گزارش نیویورک تایمز درست است | احمدینژاد ادبیاتی را وارد سیاست ایران کرد که اسرائیل به آن نیاز داشت

رویداد۲۴ | عرفان بیوکنژاد: نیویورک تایمز در گزارشی به قلم فرناز فصیحی و رونن برگمن در گزارشی مدعی شده که آمریکا و اسرائیل در روزهای ابتدایی جنگ با ایران، سناریویی چندمرحلهای برای تغییر ساختار قدرت در تهران طراحی کرده بودند که در آن نام محمود احمدینژاد، رئیسجمهور اسبق نیز مطرح شده بود.
بر اساس این گزارش، برخی مقامهای آمریکایی ادعا کردهاند یکی از اهداف حملات اولیه اسرائیل، آزاد کردن احمدینژاد از محدودیتهای امنیتی و استفاده از او در روند تحولات داخلی ایران بوده است. این روزنامه همچنین مدعی شده که واشنگتن و تلآویو در آغاز جنگ، روی همکاری برخی جریانهای داخلی ایران برای پیشبرد پروژه تغییر قدرت حساب باز کرده بودند.
گزارش مدعی است که «واشنگتن و تلآویو به دنبال «فردی از داخل نظام» برای مدیریت ایران پس از جنگ بودند و نام محمود احمدینژاد به عنوان یکی از گزینهها مطرح شد. مقامهای آمریکایی به نیویورکتایمز گفتهاند: احمدینژاد پیش از آغاز عملیات، درباره این سناریو مورد مشورت قرار گرفته بود.»
حصر خانگی احمدی نژاد صحت داشت؟
بیشتر بخوانید:
معمای نارمک؛ تندروی دیروز، مهره بازی فردا شد | پشت پرده عملیات ناکام با محوریت احمدینژاد چیست؟
پای احمدینژاد به اسناد اپستین باز شد| ماجرا چیست و چرا معاون احمدینژاد عصبانی است؟
این مغز شما در مواجهه با احمدینژاد است! | نتایج یک آزمایش عجیب در آمریکا چه میگوید؟
معمای نارمک؛ تندروی دیروز، مهره بازی فردا شد | پشت پرده عملیات ناکام با محوریت احمدینژاد چیست؟در این گزارش آمده است: «اسرائیل حملهای به خانه احمدینژاد در تهران انجام داد که هدف آن، آزاد کردن او از حصر خانگی و حذف نیروهای امنیتی محافظش بود. احمدینژاد از این حمله جان سالم به در برد اما پس از آن نسبت به پروژه تغییر حکومت دلسرد شد و از انظار عمومی ناپدید شد. منابع نزدیک به او گفتهاند که وی این عملیات را «تلاشی برای آزادسازی» خود تلقی میکرد.»
این گزارش از آنجایی عجیب است که در همان روزهای نخست آغاز درگیریها، یک انفجار مهیب در حوالی میدان ۷۲ نارمک (محل سکونت احمدینژاد) موجی از اخبار ضد و نقیض را در فضای رسانهای داخل کشور کلید زد. در آن مقطع، بخش عمدهای از رسانهها گرفتار حدس و گمان بودند؛ عدهای از تلاش برای ترور احمدی نژاد سخن میگفتند. در این میان، موضعگیری چهرههای نزدیکی مثل عباس امیریفر (مشاور سابق او) که در گفتوگو با رسانهها صرفاً از «آسیب جزئی پا، موجگرفتگی احمدینژاد و انتقال او به مکانی امن در شمال کشور برای رعایت پروتکلهای امنیتی» سخن گفت، آدرس کوتاهی از یک رویداد بزرگتر بود.
این اولین باری نیست که رسانههای جهان چنین صحبتهایی را مطرح میکنند؛ نشریه آتلانتیک چندی قبلتر، طی مقالهای حمله به خانه آقای احمدینژاد را «در عمل، عملیات فراری دادن از زندان» توصیف کرد و به نقل از یکی از نزدیکان ناشناس او نوشت که رئیسجمهوری پیشین ایران با کمک اسرائیل از حبس آزاد شده است.
حالا با گزارش نیویورک تایمز، آن حادثه و سکوت طولانی احمدی نژاد از هفت اکتبر تا امروز نیز عجیب تر به نظر می رسد. یکی از مشاورهای سابق احمدینژاد که حالا چند سالی است از او اعلام برائت کرده به رویداد۲۴ گفته برخلاف ادعای نیویورک تایمز، احمدی نژاد اصلا در حصر نبوده که نیازی به آزادسازی او باشد. عبدالرضا داوی می گوید «منظور از حصر در این گزارش، حفاظت امنیتی از رئیس جمهور سابق است، نه اسارت در خانه.»
با بررسیها بیشتر میتوان متوجه شد که احمدینژاد در سالهای اخیر از ادبیات هزینهبر و «نابودی خواهانه» خود علیه اسرائیل فاصله گرفته بود و دست به تمجدید سران آمریکا میزد و با سلبریتی های آمریکایی در شبکه های اجتماعی خوش و بش می کرد. شخصی که با ادعای «دروغ بودن هلوکاست» هزینه هنگفتی بر دوش ایران گذاشت، این اواخر از «عملگرایی ترامپ» تمجید می کرد. محمود احمدینژاد در سال ۲۰۱۹ در گفتگو با نیویورکتایمز ضمن تمجید از دونالد ترامپ، خواستار نزدیکی مجدد روابط ایران و آمریکا شد.
احمدینژاد در آن مصاحبه اظهار کرد: «آقای ترامپ مرد عمل است. او یک تاجر است و بنابراین توانایی محاسبه هزینه و فایده و تصمیمگیری را دارد. ما به او میگوییم بیایید هزینه و فایده بلندمدت دو ملت را محاسبه کنیم.»
عبدالرضا داوری که روزگاری از معتمدترین یاران احمدی نژاد محسوب می شد، در گفتوگو با رویداد۲۴، به بررسی ابعاد گزارش نیویورک تایمز و برداشتهای مطرحشده درباره آن پرداخت.
برداشت داوری از متن گزارش نیویورک تایمز و همچنین گزارشی مشابه که اسفند سال گذشته در آتلانتیک منتشر شد، این است که منظور از حصر خانگی، کنترل رفت و آمدها و برنامههای شخصیتی مانند احمدی نژاد توسط محافظان است و طبیعی است که این تور حفاظتی در اختیار نهادهای مسئول حفاظت، از جمله سپاه، قرار داشته باشد؛ منظور نیویورک تایمز از واژه حصر همین است.
مشاور سابق احمدی نژاد با اشاره به برخی جزئیات مطرحشده در گزارش افزود: «بعضی اخبار داخل این گزارش درست است؛ برای مثال اینکه منزل آقای احمدینژاد هدف قرار نگرفته، اما مقر محافظان او مورد هدف بوده است.»
داوری همچنین به نقش رونن برگمن، خبرنگار اسرائیلی نیویورک تایمز در تکمیل ابعاد این گزارش اشاره کرد و گفت: «نیویورک تایمز از فردی به نام رونن برگمن استفاده کرده که خبرنگار امنیتی در تلآویو است و به منابع امنیتی اسرائیل دسترسیهای بالایی دارد. او نوعی ارزش افزوده خبری به این گزارش داده و مدعی شده که آقای احمدینژاد سه یا چهار هفته پیش از جنگ ۱۲ روزه، در مجارستان مذاکرات و ارتباطاتی داشته است. نزدیکترین روزنامه به جامعه اطلاعاتی آمریکا، چنین موضوعی را مطرح میکند، نمیتوان بهسادگی از کنار آن عبور کرد.»
احمدینژادی برای آمریکا از رضا پهلوی قابل اعتماد تر است!
به گفته او مسئلهای که اهمیت دارد و شاید رسانههای ایرانی نیز باید بیشتر به آن بپردازند، این است که احمدینژاد از رضا پهلوی مهره مهمتری است برای آمریکا.
قائممقام سابق خبرگزاری دولت احمدینژاد در ادامه این گفتوگو، با اشاره به پیامدهای احتمالی این گزارش برای جریان سلطنتطلب، گفت: «اگر این گزارش مقرون به صحت باشد، معنایش این است که نتانیاهو و اسرائیلیها جریان پهلوی را به نوعی سر کار گذاشتند و اساساً حتی اسرائیل هم دنبال پهلوی نبوده است. پیشتر مشخص بود که آمریکاییها دنبال پهلوی نیستند»
ادعای دروغین بودن هلوکاست که بارها توسط احمدینژاد در ژمان ریاستجمهوریاش مطرح شد، منافع ملی ایران را در برهه حساس بخطر انداخت؛
داوری در این خصوص معتقد است: «خطمشی آقای احمدینژاد در موضوعاتی مثل هولوکاست، سخنرانیهایش در کنفرانس جهان بدون صهیونیسم و همچنین روی کار آوردن چهرههایی مانند محمدعلی رامین، یک ادبیات و گفتمان خاص را وارد فضای رسمی کشور کرد؛ گفتمانی که با گفتمان رسمی نظام تا پیش از سال ۸۴ متفاوت بود. پیش از آن، مقامات رسمی کشور اینگونه سخن نمیگفتند. شاید در حوزههای سیاسی، کارشناسی یا برخی محافل اجتماعی چنین ادبیاتی وجود داشت، اما نه در سطح رسمی.»
ادبیات نسنجیده احمدینژاد، همان چیزی که اسرائیل میخواست
او میگوید که «احمدینژاد ادبیات مقامات رسمی کشور را تغییر داد؛ آن هم دقیقاً در مقطعی که پرونده هستهای ایران در حال رفتن به شورای امنیت بود. به همین دلیل، نوعی همزمانی میان پرونده هستهای و این ادبیات خاص شکل گرفت.»
مشاور رسانهای سابق احمدینژاد ادبیات دروغ خواندن هلوکاست را، تغییر لحن در ادبیات سیاسی ایران خواند که به تقویت راست افراطی در اسرائیل منجر شد. او اظهار کرد: «من معتقدم اسرائیلیها، بهویژه جریان راست افراطی و شخص نتانیاهو، بیشترین بهره را از مواضع آقای احمدینژاد بردند. البته چهبسا اگر احمدینژاد هم ظهور نمیکرد، آنها تلاش میکردند چهرههایی شبیه او در ایران برجسته شوند. از این منظر، احمدینژاد به لحاظ گفتمانی، کمک زیادی کرد به اینکه گفتمان ایرانهراسی راست افراطی اسرائیل تقویت شود؛ تا از این طریق بتوانند حلقههای امنیتی خود را تحکیم کنند و مسئله امنیت را در اولویت اسرائیل نگه دارند.»
داوری در ادامه تأکید کرد که نمیتوان درباره وجود ارتباطات سازمانیافته یا پنهان میان احمدی نژاد و اسرائیل در زمان ریاست جمهوری او با قطعیت سخن گفت و افزود: «اینکه این مسئله واقعاً یک همگرایی ارگانیک بوده یا نه، من واقعاً نمیدانم. این بخش نیازمند اطلاعات پنهان و اسناد تاریخی است که امروز در اختیار ما نیست. شاید ۲۰ سال بعد اسناد و گزارشهایی منتشر شود، اما در حال حاضر چیزی در دست نداریم. با این حال، نوعی وحدت راهبردی میان این مواضع و منافع راست افراطی اسرائیل قابل مشاهده است.»
یار دیرین احمدی نژاد از وجود وحدت راهبردی میان اسرائیل و احمدی نژاد حرف زده و توضیح داد: «آقای احمدینژاد حرفهایی میزد که راست افراطی اسرائیل به آنها نیاز داشت؛ حرفهایی که میتوانست از ایران، تصویری رادیکال و تند ارائه دهد و پروژه ایرانهراسی را تقویت کند.




